* ***
|
دست نوشته های یک دختر
اینجور که می گن دیروز ظهر پلیس یه پژوی سفید رو از اتوبان تعقیب کرده و این تعقیب و گریز تا داخل شهر کشیده شده و دیروز ظهر تو خیابون سعدی قزوین تیراندازی بوده هم از ناحیه ی پلیس هم از طرف پژوی سفید . آخر سر هم پلیس دستگیرشون کرده . سرنشینا دو نفر مرد بودن که وقتی دستگیر شدن ماشینشون تبدیل به آبکش شده بوده! از صحت این خبر کاملا مطمئنم چون هم خاله م اونجا بوده هم تو روزنامه ی محلی خبر و چاپ ردن . حالا از امروز شایعه شده اونایی که دستگیر کردن همون قاتلای زنجیره ای بودن! تا چه حد درست باشه نمی دونم ؟! ولی مطمئنا جناب پرزیدنت که امروز ظهر تشریف آوردن قزوین تو سخنرانیشون اعلام می کنن که بعععله! به خمد و شکرانه ی خدا ما قاتلین رو دستگیر کردیم و مردم شهیدپرور قزوین دیگه خیالشون راحت باشه!!!!! البته باید خدمتتون عرض کنم هفته ی پیش روز قبل از اینکه رییس پلیس تهران واسه رسیدگی به پرونده به قزوین بیاد تو مجلس در پاسخ به نماینده ی قزوین گفته بودن که قاتلین دستگیر شدن و دقیقا روز تشریف فرمایی رییس پلیس کل کشور جسد ۲ تا دختر و کشف کردن! پریشب هم یه جسد دیگه از جلوی دانشگاه خواهرم(پیام نور) پیدا کردن! بریم بمیریم تا نکشتنمون
زندگي آرام است، مثل آرامش يك خواب بلند. 88/02/16 :: 15:21 :: نويسنده : مريم پاييزي درباره وبلاگ ![]() وقتی که بیایی پیراهن گل داری می پوشم که مرا به شادمانی هفت سالگی ببرد به کوچه های کودکی و بادبادک و گرگم به هوا فارغ از تصمیم کبری فارغ از آنکه بابا نان داد یا نه.... آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها |