تبليغاتX
*

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

* *** دست نوشته های یک دختر - قتل های زنجیره ای...
دست نوشته های یک دختر
نخیر اونا قاتلای زنجیره ای نبودن! اینجوری شایعه کرده بودن که مردم از جناب پرزیدنت جواب نخوان و ایشون با خیال راحت به گشت و گذار تو شهر بپردازن!

اتفاق جالب اینه که دقیقا همزمان با ورود ایشون یه نفر دیگه رو هم قربانی کردن! اونم دقیقا جلوی چشمای پرزیدنت!!!!!

تیلا جون خواسته بود از شیوه ی دزدین و کشتنشون بگم . والا خود من و ه ندزدیدن ولی یه چیزایی شنیدم.

اون خانوم معلم قربانی شده واسه نماز اول ماه همراه چند تا از دوستاش رفته بوده چهارانبیا . دوستاش اینجوری می گن که یکدفعه دیدیم یه عده می گن فلانی از فامیلامونه و حالش بهم خورده و از حال رفته! کفشاش کدومه میخوایم ببیریمش بیمارستان!!!!! و به همین راحتی طرف و جلو چشم همکاراش دزدیده بودن و بعدش جنازه ش رو با اون وضع فجیع پیدا کرده بودن

اون روز هم که پرزیدنت تشریف فرمایی کرده بودن تو جمعیت به همین روش یه نفر و با سرنگ بیهوش کرده بودن (فک کنم از شوق دیدن رییس جمهور غش کرده بود!!!!) و العجل...

چند روز پیش هم یکی از دوستای مامانم نمی دونم چجور تونسته از دستشون فرار کنه! میگه تو کوچه بودم یه خانوم چادری اومد طرفم گفت ای وای انگار دارن اون ماشینه رو می دزدن!! یه تاکسی روآ زرد رنگ یا نارنجی رو نشون می داد . میگه یه لحظه فقط از زیر چادر سرنگ و تو دست زنه دیدم و دیگه نمی دونم چجوری فرار کردم !!!!

من شنیدم شهرای دیگه هم همین وضعه . مخصوصا از اصفهان خیلی خبر میاد . نمی دونم راسته یا دروغ ولی میگن تو اصفهان هوا تاریک بشه دیگه کسی جرات نمی نه تو خیابون دربیاد . تو انزلی هم می گن بچه ها رو می دزدن و جنوب هم شنیدم ۱۰ تا پاسدار و کشتن . حالا نمی دونم راسته یا دروغ؟! ولی خبرایی که از قزوین بهتون دادم و ۱۰۰٪ مطمئنم که درسته . می گن بخاطر انتخاباته حالا خدا کنه تا اون موقع تموم شه

88/02/23 :: 11:45 :: نويسنده : مريم پاييزي
درباره وبلاگ

وقتی که بیایی

پیراهن گل داری می پوشم

که مرا به شادمانی هفت سالگی ببرد

به کوچه های کودکی و بادبادک و گرگم به هوا

فارغ از تصمیم کبری

فارغ از آنکه بابا نان داد یا نه....


*** * وبگذر *موس *